شنبه 4 خرداد ماه سال 1387 ساعت 5:38 PM
 
 
متخصصان روباتیک سوئیسی در کنفرانس روباتیک و اتوماسیون پاسادنا آمریکا میکرو ملخهای روباتیکی را ارائه کردند که می توانند در حدود 27 برابر اندازه خود بجهند.

به گزارش خبرگزاری مهر، کنفرانس بین‌المللی روباتیک و اتوماسیون از دوشنبه‌ 30 اردیبهشت در پاسادنای کالیفرنیا آغاز به کار کرد و تا امروز 3 خرداد به کار خود ادامه می‌دهد.

در این کنفرانس، متخصصان روباتیک لابراتوارهای سیستمهای هوشمند پلی‌تکنیک فدرال اکوله لوزان سوئیس نوعی میکروروبات جدید را معرفی کردند که می‌تواند همانند یک ملخ واقعی بجهد.

این ملخ روباتیک تنها 7 گرم وزن دارد و می‌تواند در حدود 5/1 متر بجهد. این فاصله در حدود 27 برابر ابعاد این میکرو روبات است.

براساس گزارش روزنامه تلگراف، این میکرو ملخ روباتیک می‌تواند به حسگرهای کاوشگر حوادث زمینی غیرقایل دسترس مجهز شود و یا همانند یک امدادگر در عملیاتهای اورژانس مورد استفاده قرار گیرد.

در این خصوص این محققان توضیح دادند: این شکل جهش تقلید از طبیعت به میکرو روباتها امکان حرکت روی انواع مختلف زمین را می‌دهد. درحالی که روباتهایی که روی پا و یا چرخ حرکت می‌کنند نمی‌توانند به این زمینها برسند.

این ملخ روباتیک به پیلهای خورشیدی مجهز است که می‌توانند باتریها را شارژ کنند. این پیلهای خورشیدی برای کاوش در محیط‌های بسیار دور زمین و یا حتی در سیارات دیگر بسیار مفید هستند.

حیوانات جهنده کوچک مثل ملخها و قورباغه‌ها از مکانیزمهای ذخیره نیروی ارتجاعی برای جمع‌آوری آرام انرژی استفاده کرده و سپس این انرژی را در مدت جهش به سرعت آزاد می‌کنند.

به این ترتیب می‌توانند با کمک این انرژی و ویژگی عضلانی که دارند در ارتفاع چندین برابر اندازه‌های خود بجهند.

این ملخهای روباتیک نیز دقیقا از این روش استفاده می‌کنند با این تفاوت که به یک موتور کوچک 6/0 گرمی و یک بادامک مجهز شده اند.

باتریهای این روبات‌ها انرژی لازم برای 320 جهش را در مدت 3 ثانیه فراهم می کنند.

همشهری‌آنلاین
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 09:08 AM
گروهی از دانشمندان نوروساینس در یک مؤسسه تحقیقاتی در کشور سوئیس در حال شبیه‌سازی مغز یک پستاندار هستند.

محققان دانشگاه پلی تکنیک لوزان با همکاری IBM مرحله اول یک طرح بلند پروازانه یعنی کپی کامل مغز انسان روی ابررایانه  را کامل کرده‌اند. مرکز تحقیقاتی این طرح در ساحل دریاچه ژنو واقع شده است؛ همان جایی که ماری شلی شخصیت داستانش دکتر فرانکشتاین را در آنجا تصور کرده. فرانکشتاین هیولایی انسان مانند می‌سازد که دارای نیرویی مخرب می‌شود و در نهایت خالقش را می‌کشد.

در ژوئن 2005 هنری مارکرام مدیر طرح blue brain  از برنامه اش، ساخت مغز انسان، با استفاده از قوی‌ترین ابر رایانه  جهان خبر داد. مارکرام یادآوری می‌کند: نقدها غیرقابل باور بود. همه فکر می‌کردند ما دیوانه شده‌ایم. حتی بیشتر دانشمندان برجسته نوروساینس و نظریه پردازها می‌گفتند طرح شکست خواهد خورد.

بعضی از همکاران مارکرام اعتقاد داشتند اطلاعات کافی برای شبیه‌سازی‌ کامل مغز انسان به سادگی در دسترس نخواهد بود. مارکرام می‌گوید: هیچ دانشمند نوروساینسی وجود ندارد که این قدرت را داشته باشد که بگوید ما به اندازه کافی نمی‌دانیم. ما فقط قسمت کوچکی را می‌دانیم، هیچ کس حتی نمی‌داند که چقدر می‌دانیم.

مارکرام به بازتاب‌های منفی بعد از اعلان طرح توجهی نکرد و بعد از 2 سال ستون نئوکورتیکال موشی دو هفته‌ای را شبیه‌سازی‌ کرد. این مدل دقیقا مانند همتای واقعی اش کار می‌کرد. دیدن پالس‌های این شبیه ساز روی صفحه‌های سه بعدی بزرگی که محققان ساخته‌اند بسیار جالب است.

ستون های نئوکورتیکال آخرین بخش از تکامل مغز ما بوده است و وظیفه استدلال و خودآگاهی را به‌عهده دارد. این تکامل تنها از یک جهش کوچک ناشی شده است. مغز انسان هزاران برابر مغز موش ستون‌های نئوکورتیکال دارد اما تفاوت‌های زیستی بین مغز موش و مغزانسان اندک است. اگر یک ستون نئوکورتیکال بسازیم تقریبا می‌توانیم نئوکورتکس را به‌طور کامل بسازیم البته اگر توان رایانه ها این اجازه را به ما بدهد.

اگر چه یک ستون نئوکورتیکال فقط 2 میلی متر طول و نیم میلی متر قطردارد، اما شامل 10 هزار نورون و 30 میلیون سیناپس است. وسیله‌ای که مرحله اول این شبیه‌سازی‌ بزرگ را انجام می‌دهد ابر رایانه BlueGene/L IBM است که توانایی پردازش 7/18 تریلیون محاسبه را در ثانیه دارد.

این ابر رایانه متشکل از 8 هزار پردازشگر است و یکی از پر قدرت‌ترین ابررایانه های حال حاضر جهان به شمار می‌رود. مارکرام معتقد است با فناوری حاضر امکان ساخت مغز موش وجود دارد، که مرحله بعدی طرح Blue brain  است و قرار است از سال دیگر آغاز شود. بعد از آن شبیه‌سازی‌ گربه سپس میمون و در نهایت مغز انسان انجام خواهد شد.

مارکرام برثبات قانون مور حساب کرده است. زیرا هم اکنون یک رایانه  که توانایی شبیه‌سازی‌ مغز انسان را داشته باشد به اندازه چندین زمین فوتبال است وسالانه 3 میلیارد دلار برق مصرف خواهد کرد. اما در حال حاضر مارکرام به‌دنبال فرصتی برای شبیه‌سازی‌ کامل مغز انسان است، در حالی که محاسبات پیش خواهند رفت.

مدل‌سازی‌ در آینده

به‌نظر می‌رسد مدل‌سازی‌، قدم بزرگی به جلو برای دانشمندان نوروساینس است. هر سال حدود 35 هزار  مقاله نوروساینس منتشرمی شودو شمار مقالات منتشر شده هر سال حدود 20 تا 30 درصد افزایش می‌یابد. بیشتر دانشمندان نوروساینس اگر خوش شانس باشند فقط می‌توانند حدود 100مقاله را در یک سال بررسی کنند.

وارد کردن همه این اطلاعات در طرح Blue brain راهی مشخص برای استفاده و نگهداری این اطلاعات است. مارکرام 44 ساله از آفریقای جنوبی درابتدا علاقه مند به ثبت الکتروفیزیولوژی نورون ها در مؤسسه ماکس پلانک آلمان بود.

او 2 نورون را بررسی کرد و آنها را مرتبط با هم یافت. او می‌گوید: با خودم فکرکردم که خدای من، غیرقابل باور است! تو همچنین می‌توانی ارتباط نورون‌ها را کنترل کنی! سپس تصمیم گرفتم بفهمم که آنها چگونه ارتباط برقرار می‌کنند.

به همین منظور شروع به کشیدن نقشه همه مدارها کردم 15 سال طول کشید. مارکرام همه اطلاعاتی را که از یک دهه و نیم قبل جمع آوری کرده بود اینگونه شرح می‌دهد: این اطلاعات خیلی خسته کننده‌تر از آن هستند که منتشر شوند.

مدل آنجا می‌ماند تا داده‌ها یکی شوند و آزمایش شود که آیا کار می‌کند. یک دانشمند نوروبیولوژی که می‌خواهد یک فرضیه مشخص را در مورد چگونگی یک عملکرد خاص مغز مانند ظرفیت حافظه وبازیابی بررسی کند می‌تواند از طرح Blue brain استفاده کند. این مدل در اختیار تمامی محققان خواهد بود.

تحقیقات بر پایه شبیه‌سازی‌ زمانی ممکن است که قدرت رایانه ای کافی داشته باشیم. امروزه هرهواپیمای تجاری ابتدا در بخش شبیه‌سازی‌ متولد شده است. حتی دوربین‌ها قبل از اینکه ساخته شوند شبیه‌سازی‌ می‌شوند. در فیزیک ما سلاح هسته‌ای را فقط در شبیه‌سازی‌‌ها امتحان می‌کنیم.

مارکرام می‌گوید: ما از شبیه‌سازی‌ در علوم زنده استفاده نمی‌کنیم چون زیست شناسی قوی‌ترین رایانه ها را طلب می‌کند. ما آزمایش هایمان را روی حیوانات انجام می‌دهیم، اما این آزمایش ها در آینده نزدیک تغییر خواهد کرد، این طرح تمام این تغییرات را هدایت خواهد کرد.

مارکرام شدیدا روی این موضوع تاکید دارد که این طرح ساخت یک سیستم هوش مصنوعی (AI)نیست: ما به‌دنبال ساخت مغز یک روبات نیستیم. شما می‌توانید یک مهندس را استخدام کنید تا این کار را انجام دهد. مهندسان در این کار خیلی بهترند و حتما سریعتر انجامش خواهند داد، ولی احتمالا نتیجه کارBlue brain خیلی بهتر خواهد شد. اگر ما این کار را به درستی انجام بدهیم این مغز می‌تواند صحبت کند.

رمز گشایی

مارکرام منتظر پیدایش نشانه‌های هوش در مغز سیلیکونی نیست. او به‌دنبال کارهای خسته‌کننده تری است. با فهمیدن چگونگی عملکرد مغزمان مشکلات رفتاری نیز مشخص خواهد شد. اختلالاتی مانند افسردگی، جنون جوانی (اسکیزوفرنیا) و زوال عقل بهایی است که ما به خاطر مغز پیچیده مان می‌پردازیم. مارکرام می‌گوید: ما نمی‌دانیم چه اشکالی در این مدارها به وجود می‌آید.

ما هنوز از داروهایی که به‌صورت تجربی آزمایش می‌شوند استفاده می‌کنیم. اگر داروی ترکیبی کار کرد خوب است، اگر نه یکی دیگر را بررسی می‌کنیم. Blue brain می تواند به این تحقیقات سرعت بسیار زیادی بدهد.  استیون رز،  استاد بازنشسته زیست شناسی دانشگاه آزاد نسبت به ساخت مدل زیستی دقیق مغز انسان با استفاده از این سطح دانش و فناوری بسیار مشکوک است.

او می‌گوید: پیوستگی بین قسمتهای مختلف مغز بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را در یک رایانه  شبیه‌سازی‌ کرد. من علیه کسانی که مدل‌سازی‌ می‌کنند نیستم،  اما این طرز تفکر که مدل‌سازی‌ را درهر کاری می‌توان استفاده کرد و تحقیقات روی حیوانات را نفی می‌کند بسیار فریبنده و آرزویی محال است.به وضوح، مارکرام هنوز با شک‌هایی که بعضی افراد در مورد پیروزی او در این طرح وارد می‌کنند روبه‌روست

guardian.co.uk

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 8 فروردین ماه سال 1387 ساعت 10:43 AM
نظریه جدید درباره خواب

چرا می‌خوابیم؟ آیا خواب به خاطر استراحت و به منظور تجدید قواى بدنى است؟ آیا خواب وظیفه سامان بخشى به تجربیات روزمره بر عهده دارد؟ یا اینکه خواب به کارکرد مغز نظم می‌بخشد؟


بنا به نظریه جدیدى درباره خواب، تمام این پرسش‌ها و فرضیات خطا است. این نظریه جدید، خواب را به عنوان کارکرد بدن براى صرفه‌جویى در مصرف انرژى و پرهیز از خطر ارزیابى می‌کند. انسان و جانوران حداقل یک سوم از عمر خود را در خواب سپرى می‌کنند. پرندگان، خزندگان، دوزیستان و حتا ماهیان و بیش از همه پستانداران به خواب می‌روند. در حالی که یک نوع موش کوچک روزانه بیست ساعت در خواب به سر می‌برد، زرافه تنها به دو ساعت خواب نیاز دارد. اسب‌ها تنها در صورت احساس امنیت نیم ساعت بر روى زمین دراز می‌کشند و به خواب می‌روند.

اما چه عامل یا عواملى انسان و جانوران را به این رفتار عجیب وادار می‌کند؟ در زمان خواب بسیارى از فعالیت‌هاى مهم بدنى نظیر خوردن و نوشیدن و تولید مثل متوقف می‌شوند. در این حالت انسان و جانوران بى‌دفاع هستند. نیاز به خواب ریشه در چه چیز دارد؟ و در ارتباط با «نظریه تکامل انواع» اهمیت خواب در چیست؟
نظریات رایج پیرامون خواب
بسیارى از دانشمندان بر این نظر بوده و هستند که خواب کارکردهاى مهم حیاتى را فراهم و آماده می‌کند. در خواب مغز دست به تنظیم فعالیت‌هاى خود می‌زند. حافظه محتویات خود را به یکدیگر مربوط کرده و اطلاعات را بایگانى می‌سازد. در حین خواب سوخت‌و‌ساز بدن بازسازى می‌شود و سرانجام سیستم دفاعى بدن تقویت می‌گردد. براى «جرى سیگل»، زیست‌شناس آمریکایى از دانشگاه کالیفرنیا، این توضیحات معمول درباره خواب کافى و جامع نیستند تا از این طریق بتوان به‌درستى به سودمندى خواب در رابطه با تئورى تکامل پى برد. تاثیر خواب روى این کارکردها و روندها بسیار اندک است. بنا به نظر این زیست‌شناس آمریکایى، در زمان خواب توان حافظه تنها ۱۵‌درصد می‌تواند افزایش یابد. در زمان بیدارى تمام این فعالیت‌هاى بدنى و مغزى به طور موثرتر و همه جانبه‌تر صورت می‌پذیرند.
صرفه‌جویى و ذخیره انرژى در زمان خواب
نظریه «جرى سیگل» کامل متفاوت از تئورى‌هاى رایج درباره اهمیت خواب براى انسان و جانوران است. او در توضیح نظریه خود در مجله علمى عنوان می‌کند که تمام فعالیت‌های بدنى تابع اصل صرفه‌جویى انرژى هستند و تنها در روند تکامل انواع پس از گذشت زمان‌هاى طولانى توسعه یافته‌اند. براى توضیح آسان تر نظریه خود، «جرى سیگل» دست به ذکر نمونه‌هایى از دنیاى جانوران می‌زند. به طور مثال یک خفاش قهوه‌ای کوچک در روز حدود بیست ساعت می‌خوابد و تنها در غروب به مدت کوتاهى بیدار است. درست در زمانى که خوراک اصلى او یعنى «مگس‌ها» نیز فعال و بیدار هستند. براى «سیگل» دقیقا این نوع فعالیت معناى واقعى خواب را بیان می‌کند. صرفه‌جویى و ذخیره انرژى در خواب بدین منظور صورت می‌گیرد تا جانور براى انجام مهمترین فعالیت‌هاى حیاتى کامل سرحال و آماده باشد.
این توضیح در مورد «شیر» نیز صادق است. براى ادامه تکامل خود این جانور درنده نیز کارى جز خوردن و تولید مثل و نگهدارى از بچه‌هاى خود ندارد. پس از شکار و پرورش بچه‌هاى خود، شیرها نیز ۱۴ ساعت از روز را در خواب به سر می‌برند. و این همه به خاطر جلوگیرى از هدر دادن انرژى است.
«جرى سیگل» از این نیز گامى فراتر نهاده و مدعى است که خوابیدن نه تنها به معناى حفظ انرژى است، بلکه در زمان خواب امنیت براى جانوارن بیش از زمان بیدارى بیهوده است. در خواب کسى نمی‌تواند خود را مجروح کند. بدین لحاظ خواب در مجموع مساله‌ای اقتصادى است. «هر کس که توان و الزامات خوابیدن را دارد، به خواب نیز مبادرت می‌ورزد.» به طور نمونه شیر بیشتر و فیل کمتر به خواب می‌رود، زیرا که فیل‌ها در تمام روز در جست‌وجوى خوراک هستند.
خواب به مثابه وضعیت آمادگى
آیا بنا به این نظریه خواب تنها به معناى شرایط و حالت آمادگى بدن است؟ «یورگن تسولى» پژوهشگر خواب در دانشگاه «رگنزبورگ» معتقد است که این نظریه در مورد انسان صادق نیست، چرا که انرژى صرفه‌جویى شده به ازاى هشت ساعت خواب انسان تنها به اندازه یک قطعه نان کوچک است. براى وى خواب همچنان به مثابه استراحت فعال است. در زمان خواب تولید هورمون‌هایى که براى رشد ضرورى‌اند، صورت می‌پذیرد و سیستم دفاعى بدن و عمل هضم تقویت شده و مغز دست به بازبینى خود می‌زند. «جرى سیگل» با نظریه خود بیش از هر چیز به بحث‌هاى علمى پیرامون خواب دامن زده است و نظرات قدیمى درباره این پدیده اسرارآمیز را به چالش کشیده است

دنیای اقتصاد۲۸/۱۲


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>